تبليغاتX
تنها غروب من
برای تو می نویسم که نفسهای رسای عشق را در سینه ام برافروختی



برای تو گل هستی
ÊÈáíÛí ÌÇáÈ ÈÑÇí íß ÔÑßÊ �ÓÊí

همیشه ای وهمیشه خواهی بود در آغوش خیالم ،

 لمس بودنت دردل نوشته هایم ......

بمان تا سردی دستانم را احساس نکنم


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 و ساعت 22:52 توسط ساحل دريا |