تقديم به احسان خوب و مهربانم
آغوشم بگير بگذار براي آخرين بار گرمي دستت را حس كنم
و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز كنم
نگاهم كن و التماسم را در چشمانم بخوان
قلبم به پايت افتاده است نرو
لرزش دستانم و سستي قدمهايم را نظاره كن
تنها تو را مي خواهم بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم
و بگذار دوباره در آغوشت به خواب روم
نرو.....
نگذار دوباره تنها شوم....
نرو.....

توي ساحل روي شن ها قايقي به گل نشسته
يکي با چشمون گريون گوشه اي تنها نشسته
نگاه پر اضطرابش به افق به بي نهايت
ساکته اما تو قلبش داره يک دنبا شکايت


